حسن حسن زاده آملى
200
هزار و يك كلمه (فارسى)
حكيم بزرگوار ابن سينا را رسالهاى در عشق است و نيكو رسالهاى است ، در آن سريان عشق را در جميع كائنات بيان كرده است . اين رساله با نه رسالهء ديگر شيخ - رضوان اللّه تعالى عليه - به فرانسه ترجمه شده و در يك مجلد به طبع رسيده است . جناب شيخ آن رساله را به نام شاگرد بنامش ابو عبد اللّه معصومى كه در حق او گفت : « ابو عبد اللّه منى بمنزلة ارسطاطاليس من افلاطون » نوشته است . و نيز در آخر نمط هشتم اشارات گفته است : فإذا نظرت في الأمور و تأملتها وجدت لكل شيء من الأشياء الجسمانية كمالا يخصّه ، و عشقا إراديا أو طبيعيا لذلك الكمال ، و شوقا طبيعيا أو إراديا إليه إذا فارقته . اين سخن بغايت بلند است ، ولى سريان عشق تنها در كائنات نيست اگر چه حركت در كائنات است ، و لكن حركتى كه حكيم مىگويد آن حركت در طبيعت كه امكان استعدادى دارد ، جارى است . ولى حركتى كه عارف مىگويد حركت حبّى ايجادى است و اين حركت حبّى در طبيعت و ما فوق آن سارى است . در صحف نوريهء عقليه و عرفانيه محقق است كه از وحدت حقهء حقيقيه - أعنى از واحد أحدى الذات - جز يك امر صادر نمىشود ؛ « الواحد لا يصدر عنه إلا الواحد » . يعنى از واحد احدى ، جز واحد صادر نشود ؛ واحدى كه خود ، كل اشياء است : وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ « 1 » فتدبر . اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد ( حافظ ) اين كثرات را ، عارف ، مظاهر گويد كه وجود را اصل و حقيقت واحدهء ذات مظاهر داند ، نه ذات مراتب كه ديگر قائلان به اصالت وجود در تشكيك وجود
--> ( 1 ) . القمر ( 54 ) : آيهء 51 .